![]() |
![]() |
|
|
با من باش با تو هستم
تقدیم به گل نازم
حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست
من پرستوی خزان دیده و خاموش توام
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 15:43 توسط نارگل |
|
|
با من باش با تو هستم
اگر عاشق شدن یک گناه است
دل عاشق شکستن صد گناه است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 15:6 توسط نارگل |
|
|
با من باش با تو هستم
نکته روز
هر وقت ناامید شدی یادت باشه که تاریک ترین ساعت شب نزدیکترین لحظه به طلوع خورشید است . |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 14:26 توسط نارگل |
|
|
با من باش باتو هستم
انسان عزیزش را فراموش نمیکند
بلکه تنها به ندیدنش عادت میکند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 14:47 توسط نارگل |
|
|
با من باش با تو هستم
تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه می شه اسمتو وقتی می یارم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچوقت نگیر
بدون چشمانت چه کنم ؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 13:37 توسط نارگل |
|
|
با من باش با تو هستم
بیستون شهر بیستون با جمعیت ۲.۴۵۵ (برآورد ۱۳۸۳خ) در شهرستان هرسین در خاور این استان واقع شده. شهر بیستون در پای کوهی معروف به همین نام و در مسیر شهر کرمانشاه به همدان واقع شده است. دارای دو دهستان به نامهای چهر و مرکزی می باشد. این منطقه از دیرباز مورد توجه بوده و تقریباً از تمامی دوران تاریخی در آن یادگاری یافت می شود:
این مجموعه به تازگی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. سنگنبشته بیستون یا کتیبهٔ بیستون از آثار باستانی ایران واقع در حدود سی کیلومتری کرمانشاه در غرب ایران است. نام بیستون از بغ (خدا) + ستان (ادات مکان) آمده که به معنای سرزمین یا جایگاه خدا است. از آن در پارسی باستان به صورت «بغیستانه» و در معجمالبلدان «بهستان»و برخی از دانشمندان عرب از آن به «بهستون» یاد کردهاند نقش بیستون پیروزی داریوش یکم را بر گوماته مغ و نه شورشی نشان میدهد. نماد فروهر در حال پرواز بالای نقش دیده میشود. داریوش دست راستش را به نشانه ستایش اهورامزدا بالا برده و پای چپش را بر سینه گئوماتا که زیر پای او افتاده نهادهاست . شورشیان که دستهایشان از پشت و گردنشان با ریسمان به هم بسته شدهاست پشت سر هم در برابر داریوش ایستادهاند. یک نیزه دار و یک کماندار پشت سر داریوش دیده میشوند. بلندی قامت داریوش در نقش ۱۸۰ قامت نیزه دار و کماندار حدود ۱۵۰ و قامت شورشیان حدود ۱۲۰ سانتیمتر است. متن و نقش بر اثر عواملی چند از جمله عوامل زمین شناختی فرسایش باران و باد رسوب مواد آلی رشد جلبک در درز سنگها و تأثیر سایر پدیدههای طبیعی فیزیکی شیمیایی و نیز تخریب به دست بشر بویژه در عصر رواج تفنگ ـ که از قسمتهای برجسته و نمایانتر نقش و از فاصله دور به عنوان نشانه استفاده میکردهاند ـ و ناآگاهیها و بی مبالاتیهای دیگر آسیب جدی دیدهاست. نکتههای اصلی کتیبه بیستون از این قرار است : معرفی داریوش از زبان خود او دودمان هخامنشی چگونگی اعاده پادشاهی به هخامنشیان شیوه حکومت داریوش مرگ کمبوجیه طغیان گئوماتا و کشته شدن او در پاییز ۵۲۲ ق م شورش و طغیان در بسیاری از سرزمینها و سرکوبی آنها و اعاده نواحی بسیاری که از فرمانبرداری سر باز زده بودند پیروزیهایی که در نوزده نبرد نصیب داریوش شدهاست و از جمله پیروزی مهم و دشوار بر سکاها چگونگی استقرار آرامش و امنیت در امپراتوری پهناور رد ادعاهای یاغیان ضدحکومت هشدار نسبت به دروغگویی دفاع از راستی و راستگویی دعای نیک در حق کشور و مردم سپاسگزاری داریوش از یاریهای اهورامزدا در غلبه بر معارضان و بازگشتن صلح اندرز به شاهان آینده و کسانی که کتیبه بیستون را میخوانند نام کسانی که در غلبه بر گئوماتا از داریوش پشتیبانی کردند و اشاره به انتشار متن کتیبه در سراسر قلمرو هخامنشی به خط میخی و سه زبان پارسی باستان، بابلی و ٔعیلامی را میخوانند.در سالهای اخیر و درپی تصویب طرحی در سازمان میراث فرهنگی کشور به منظور حفاظت از آثار تاریخی بیستون در قالب یکی از طرحهای ملی اقداماتی برای نجات دادن مهمترین کتیبه سنگی جهان و حفاظت علمی و روشمند از آن آغاز شدهاست. این کتیبهها کلید کشف رمز کلیهٔ خطوط میخی گردید. به ویژه «سر هـ. رالینسون» در این موفقیت سهمی بسزا دارد. پیکره سکونخا در کتیبه بیستون نقوش برجستهٔ غیرمهمی از ادوار اشکانیان بر صخرههای کوچک کنار جاده و در پائین کوه دیده میشود. وقفنامهٔ جدیدی در دوران شاه سلیمان صفوی در زمان صدارت شیخ علیخان زنگنه در وسط نقش عهد اشکانی احداث شدهاست. در زمستان ۱۳۳۷ هـ. ش. ضمن عملیات جادهسازی مجسمه هرکول و آثار معبد سلوکی در پایین کوه کشف گردید (http://fa.wikipedia.org/wiki) بيستون در 30 كيلومتري شرق شهر كرمانشاه بر سر راه همدان كرمانشاه در 47 درجه و 27 دقيقه طول جغرافيايي و 34 درجه و24 دقيقه عرض جغرافيايي نسبت به نصف النهار گرينويچ قرار دارد. اين دشت داراي 1320 متر ارتفاع از سطح دريا مي باشد طوريكه وضعيت استثنايي كوه موجب شده تا عده اي آن را دروازه زاگرس نامند محوطه بيستون در محدوده اي به طول 5 كيلومتر عرض 3 كيلومتر قرار دارد. ايرانيان باستان بيستون را به خاطر جايگاه خاصش بغستان ( جايگاه خديان ) مي ناميدند در متون تاريخي بيستون در دوره هاي مختلف به نامهاي بغستان – بگستان – بهستون – بهستان – بيستون آمده است. بيستون به علت شرايط خاص جغرافيايي از آغاز زندگي بشر تا دوران معاصر مورد توجه انسانها قرار گرفته و از هر دوره آثاري در آن ديده مي شود. 29 اثر آن در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 11:26 توسط نارگل |
|
|
با من باش با تو هستم
تو می ایی به بالینم ولی اندم که در خاکم
خوش امد گویمت اما در اغوش کفن گویم
خدا نگهدارت نازنینم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 11:12 توسط نارگل |
|
|
با من باش با تو هستم
شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین ! جواب تلخ سر بالا چرا ؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 14:25 توسط نارگل |
|
|
نگاهي به اثر باشكوه طاق بستان در كرمانشاه در شمال شهر كرمانشاه و در مكاني بسيار خوش آب و هوا كه چشماندازي از چشمهاي پرآب و درختاني اانبوه دارد، مجموعه تاريخي طاق بستان ديده ميشود. طبيعت اطراف آن هم بيشهزاري مناسب براي شكار سلاطين محسوب ميشده است و هماكنون نيز بقاياي ديوارههاي شكارگاهي در جنوب مجموعه طاق بستان بخوبي ديده ميشود. ولي شكوه و شهرت اين مجموعه بيشتر به خاطر شاهكارهاي حجاري شده دوره ساساني ميباشد كه در دل كوهي به همين نام ايجاد شده كه به چند بخش تقسيم ميشود. دراين محوطه، آثاري از دوره ساساني وجود دارد كه شامل سنگ نگاره اردشير دوم و دو ايوان سنگي بنامهاي ايوان كوچك و بزرگ است. ايوان كوچك در سمت چپ سنگ نگاره ادشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوان كوچك قرار دارد. مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي ضمن توصيف سنگ نگارههاي طاق بستان، از اين محوطه با نامهاي متفاوتي ياد كردهاند، بطوريكه ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را " شبديز " و ياقوت آن را " قصرشيرين " ناميده است. همچنين حمدالله مستوفي آنجا را " طاق وسطام " عدهاي ديگر آن را " طاق بهستون " ، " طاق بيستون " و " تخت بستان " ناميدهاند. اهالي محل نيز محوطه را با نام " طاق وسان " و " طاق بسان" ميشناسند زيرا " سان " در لفظ محلي به معني سنگ است و به اين ترتيب " طاق وسان " يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است. امروزه نيز در اكثر محافل ايران شناسي از اين مكان با نام "طاق بستان" ياد ميشود
در سمت راست ايوان كوچك ، سنگ نگارهاي وجود دارد كه صحنه تاج ستاني اردشير دوم ( ۳۷۹ - ۳۸۳ م) نهمين شاه ساساني را نشان ميدهد، در اين صحنه، شاه ساساني به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ در مركز صحنه نقش شده كه دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را از اهورا مزدا ميگيرد. شاه ساساني چشماني درشت و ابرواني برجسته دارد، ريش او مجعد و موهاي سرش به صورت انبوه بر روي شانهها آويخته شده، وي گوشوارهاي بر گوش و گردنبندي در گردن و دستبندي بر مچ دارد. گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است، گردنبند او نيز شامل يك رديف مهرههاي مرواريدي درشت است. شاه تاجي بر سر دارد كه در قسمت پايين آن به صورت نوار سادهاي است و قسمت بالاي تاج به شكل كوريمبوسي است كه بخشي از موهاي سر به صورت انبوه در آن قرار گرفته و به وسيله دو رشته روبان بسته شده است، همچنين به تاج شاه در قسمت پشت، روباني آويخته شده است. لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و قسمت پايين آن مدور ميباشد، شلوار نيز بلند و چين دار است كه به وسيله نوار روبان داري به كف پا بسته شده است. كمربند او باريك و به وسيله رديفي از مهرههاي مرواريدي تزيين شده است، همچنين در قسمت جلو پاپيوني به كمربند آويخته شده است، در قسمت پايين كمربند، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري به آن آويخته است. در سمت راست شاه، پيكره اهورا مزدا به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده كه دست چپ را به كمر زده و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهدا ميكند. او داراي صورتي كشيده و ريش بلندي است، موهاي سرش مجعد و به صورت انبوه بر روي شانهها آويخته شده است. او نيز گوشوارهاي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد، تاج اهورا مزدا از نوع تاجهاي كنگرهدار است، به طوريكه پايه تاج به وسيله رديفي از مهرههاي مرواريد تزيين شده و در بالاي تاج نيز بخشي از موهاي سر به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده است. لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و شلوارش چين دار و شبيه به شلوار شاه ميباشد، همچنين كمربند او شبيه به كمربند اردشير دوم است. در سمت چپ اردشير دوم پيكر ايزدمهر با صورت و بدني سه ربعي نقش شده كه بر روي گل نيلوفر بزرگي ايستاده است، متاسفانه جزييات صورت او آسيب ديده ولي براساس آنچه كه باقي مانده، ريش او كوتاه و مجعد است، همچنين جزييات تاج او از بين رفته و تنها روبانهاي آويخته شده در پشت تاج ديده ميشود. بر دو سر اين ايزد هالهاي از نور ديده ميشود، در دستهاي او دستهاي از شاخهاي نباتي مخصوص اعمال مذهبي كه برسم ناميده ميشود، قرار دارد. لباس ايزد مهر شبيه لباس اهورا مزداست، در زير پاي اهورامزدا و اردشير دوم، پيكره دشمن شكست خوردهاي نقش شده كه متاسفانه بخش زيادي از آن از بين رفته است. جزييات صورت او آسيب ديده ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده ريش او ساده و با خطوط مواج عمودي نشان داده شده است، همچنين موهاي سر او ساده است، تاج او به شكل سربندي است كه به وسيله سه رديف مهرههاي مرواريدي و پلاك مدوري در مركز تزيين شده است. اين شخص گردن بندي بر گردن دارد كه شامل يك رديف مهرههاي مدور است، لباس او شامل پيراهن بلندي است كه تا قوزك پا ادامه دارد. اين شخص چكمههاي ساقه كوتاهي پوشيده و شمشيري بر كمرش بسته است. درباره هويت واقعي اين شخصيت، اختلاف نظرهايي وجود دارد برخي از محققين اين پيكره را متعلق به يكي از شاهان شكست خورده كوشان ميدانند ولي امروزه بسياري از محققين آن را به "جوليانوس" امپراطور روم نسبت مي- دهند كه در سال ۳۶۲م به دست اردشير دوم كشته شده است. اين تفسير تازه به سرعت راهخويش را در محافل ايران شناسي باز كرده است |